السيد محمد حسين الطهراني

335

معاد شناسى (فارسى)

نيست . وعيديّه كه منكر شفاعت دربارهء گناهكاران هستند ، به چند وجه استدلال نموده‌اند : اوّل : گفتار خداى تعالى : ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَ لا شَفِيعٍ يُطاعُ « 1 » . چون در اين آيه ، خداوند تعالى نفى شفاعت را دربارهء ستمگران نموده است ؛ و فاسقان از ستمگران هستند . جواب آنكه : خداوند نفىِ شفيعِ مُطاع را كرده است ، و ما هم اين را قبول داريم و در آخرت شفيع مُطاع نيست ؛ چون مُطاع فوق مُطيع است و خداوند تعالى فوق هر موجودى است و كسى بالاى او نيست . و از نفى شفيع مُطاع ، نفى شفيع مُجاب لازم نمىآيد . و از اين گذشته چرا مراد از ستمگران در اينجا خصوص كافران نباشند ، به جهت جمع بين ادلّه ؟ دوّم : گفتار خداى تعالى : وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ « 2 » براى ظالمان هيچ يار و ياورى نيست ؛ و اگر براى فاسق ، رسول الله شفيع گردد يار او مىباشد . سوّم : گفتار خداى تعالى : وَ لا تَنْفَعُها شَفاعَةٌ . « 3 » و يَوْماً

--> ( 1 ) ذيل آيه 18 ، از سورهء 40 : غافر ( 2 ) ذيل آيه 270 ، از سورهء 2 : البقرة ( 3 ) قسمتى از آيه 123 ، از سورهء 2 : البقرة